رفتن به بالا
  • چهارشنبه - ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۸:۵۲
  • کد خبر : ۶۲۴۲
  • مشاهده :  45 بازدید
  • چاپ خبر : شعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا!

شعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا!

اذعان وزیر به سهم “هیچ” استان‌های نفت‌خیز از نفتشعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا! کاش حالا که نمایندگان انقلابی بر مسند امور هستند به جای توییت زدن های بیهوده و رجزخوانی های بی سود، برای قانومند کردن موضوعاتی چون مسئولیت های اجتماعی نفت و واقعی کردن سهم استان بوشهر در […]

اذعان وزیر به سهم “هیچ” استان‌های نفت‌خیز از نفت
شعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا!

کاش حالا که نمایندگان انقلابی بر مسند امور هستند به جای توییت زدن های بیهوده و رجزخوانی های بی سود، برای قانومند کردن موضوعاتی چون مسئولیت های اجتماعی نفت و واقعی کردن سهم استان بوشهر در اعتبارات بودجه، گامی اساسی برمی داشتند. هر چند امیدواریم تلاش های شان مثل “معکوس درآمد سرانه” معکوس عمل نکند!
مصطفی ارجمند

وزیر نفت در نشستی با حضور معاون اول رئیس جمهور وضعیت استان های نفتخیز را اینگونه توصیف کرده است: “در استان‌های نفت‌ و گازخیز درصدی از درآمد نفت به این استان‌ها تعلق می‌گیرد اما قانون به گونه‌ای تصویب شد که هیچ چیزی گیر این استان‌ها نیامد.”

صادقانه تر از این بیان را نمی توان در ادبیات مسئولان یافت. خوزستان و بوشهر، بیشترین سهم را در تولید نفت و گاز و محصولات پتروشیمی دارند و طبق اعتراف وزیر نفت، هیچ سهمی از این تولید و درآمد سرشار ندارند. چرا؟ دلیلش واضح است: هیچ قانون سفت و دندان گیری برای میزبانان و احقاق حقوق شان وجود ندارد.



شاید گفته شود این اعتبارات ۳ درصد نفت و گاز و مسئولیت های اجتماعی و عوارض آلایندگی پس به کجا می رسد؟

اجازه دهید به این سوال در ۳ بخش پاسخ دهیم:

اول: موضوعی که بیش از همه ادبیات مسئولان و نمایندگان را پرکرده “مسئولیت های اجتماعی نفت” است. اصطلاحی که اساسا نه تعریف درستی از آن وجود دارد، نه دایره شمولش مشخص است و نه حتی یک خط قانون درباره اش نوشته شده است!

نفت و گاز و پتروشیمی سالهاست در شرایط تحریم، با استمرار تولید و فروش نفت و محصولات پتروشیمی، دین خود را به کشور ادا کرده اند. به خصوص پتروشیمی ها که در اوضاع نابسامان ارزی، منجی دولت برای جلوگیری از ورشکستگی شده اند و از این منظر باید هنرمندی و کاربلدی شان را ستود.

اما در مورد اینکه همین صنایع بزرگ در قبال مردم و محیط پیرامون چه مسئولیتی دارند و چگونه باید این مسئولیت را انجام دهند هیچ توافق نوشته شده ای وجود ندارد. به تعبیر ساده تر، مسئولیت اجتماعی نفت واژه ای بدون پشتوانه و صرفا سلیقه ای است که مردم و مسئولان و شرکت ها، هر کدام برداشت جداگانه ای از آن دارند و هیچ معیاری هم برای سنجش وجود ندارد. همه هم گلایه دارند که حق مطلب ادا نمی شود؛ شرکت ها از ندیدن کمک های شان می نالند و مسئولان و مردم هم از ناچیز بودن کمک ها به نسبت درآمد و تبعات صنعت!

بدیهی است اگر قانونی نوشته نشود که همه تکلیف خود را بدانند تا قام قیامت، همین آش است و همین کاسه خواهد بود.



دوم: سهم سه درصدی صادرات نفت و گاز برای استان های نفت خیز در بودجه سالیانه هم از آن طرح هایی است که ظاهرش فریبنده است اما محتوایش، چنگی به دل نمی زند، چرا که از این ۳ درصد، فقط یک درصد متعلق به مناطق نفت و گاز خیز است و دو درصد آن به مناطق کمتر توسعه یافته اختصاص می یابد.

بررسی لیست مناطق کمتر توسعه یافته کشور نشان می دهد ۲ درصد صادرات نفت و گاز تقریبا به کل کشور می رسد و طبیعی است که سهم استان هایی مثل بوشهر از این ۲ درصد بسیار ناچیز است و باید فقط به همان یک درصد مناطق نفت و گاز خیز امید ببندد که طبق قانون این یک درصد هم به ۱۰ استان کرمانشاه، خوزستان، فارس، خراسان رضوی، هرمزگان، لرستان، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد، بوشهر و قم می رسد.

سوای اینکه اعتبارات سه درصد نفت و گاز با تعریف بالا، برای استانی مانند بوشهر که شرایط خاص و ویژه ای به دلیل تبعات صنعتی بودن دارد دردی را دوا نمی کند مشکل بزرگتر اینجاست که دولت ها معمولا با استناد به اینکه استان های نفت و گاز خیز وضع شان خوب است اعتبارات تملک دارایی شان را کم می کنند تا با اعتباراتی مثل سه درصد نفت و گاز جایگزین شود.

در واقع از این قانون، فقط منتش بر استان های نفت و گاز خیز باقی است و در عمل، هیچ منفعتی به همراه ندارد.



سوم: اعتبارات عوارض آلایندگی سومین بخش درآمدی استان های نفت و گاز خیز است که طی سالیان به عنوان گوشت قربانی میان مسئولان و قانون گذاران دست به دست شده و هر سال بخشی از آن به بهانه های عجیب، آب می رود!

اعتباری که طی سال ها به کمک شهرداری ها و دهیاری های مناطق نفت و گاز خیز می آمد تا بخشی از فاصله های مختلف اقتصادی، اجتماعی و توسعه شهری را ترمیم کنند و حالا هر روز بخشی از آن به تاراج می رود و شهرداری ها و دهیاری های این مناطق رسما فلج شده اند!

بی تردید آنچه وزیر نفت پس از ۸ سال مدیریت در دولت تدبیر و امید و ۱۶ سال در کشور به آن اعتراف کرده واقعیتی انکار ناپذیر است که مشخص نیست چرا خودش طی این سالها تلاشی برای تصویب طرح و لایحه ای نداشته تا این جفای بزرگ را برطرف سازد.



از سویی بسیاری از نمایندگان استان بوشهر هم طی ادوار مختلف، نه سواد تخصصی در حوزه های اقتصادی داشته اند و نه توان لازم برای لابی و چانه زنی تا بتوانند قوانین سفت تر و جدی تری برای کمک به مناطق شان بنویسند و نهایتا برخی از همین نمایندگان، تلاش خود را معطوف تامین منافع شخصی و استخدام اطرافیان و گرفتن احکام مشاوره از شرکت ها و… کرده اند و خواهند کرد تا همچنان در بر همان پاشنه قبل بچرخد.

کاش حالا که نمایندگان انقلابی بر مسند امور هستند به جای توییت زدن های بیهوده و رجزخوانی های بی سود، برای قانومند کردن موضوعاتی چون مسئولیت های اجتماعی نفت و واقعی کردن سهم استان بوشهر در اعتبارات بودجه، گامی اساسی برمی داشتند. هر چند امیدواریم تلاش های شان مثل “معکوس درآمد سرانه” معکوس عمل نکند!

اخبار مرتبط