رفتن به بالا
  • جمعه - ۴ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۷
  • کد خبر : ۶۰۵۰
  • مشاهده :  135 بازدید
  • چاپ خبر : *تیشه ای که اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان بوشهر فرود آورد*

*تیشه ای که اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان بوشهر فرود آورد*

به نام خدا *تیشه ای که اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان بوشهر فرود آورد* بارها در جلسات با مسئولین و همچنین در محافل علمی از زبان اندیشمندان و متفکران شنیده ایم و در کتابها خوانده ایم که : « دریا و کوه و دشت و معادن و صنعت را می توان به […]

به نام خدا

*تیشه ای که اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان بوشهر فرود آورد*

بارها در جلسات با مسئولین و همچنین در محافل علمی از زبان اندیشمندان و متفکران شنیده ایم و در کتابها خوانده ایم که : « دریا و کوه و دشت و معادن و صنعت را می توان به عنوان سرمایه ی یک منطقه به حساب آورد اما مهمترین سرمایه ی هر منطقه، نیروی انسانی کارآمد آن است.»
نیروی انسانی کارآمد حتی در صورت نبود هیچکدام از منابعی که ذکر شد هم می تواند به عنوان منبعی قابل اتکا برای پیشرفت و ترقی و ثروت به حساب آید .
بنا بر این انتظار می رفت و می رود که در استان ما نیز مانند دیگر استان های موفق کشور، توجه به نخبگان و نیروهای انسانی توانمند شهرستان ها ، در رأس برنامه های مدیران ارشد استان قرار بگیرد.
انتظار به حقی است که ادارات کل، در شهرستان های مختلف بویژه در شهرستان هایی که تاکنون مدیران بومی کمی داشته اند، به پرورش و تربیت جوانان و مردان و زنان توانای آن شهرستان بپردازند تا کم کم مردم آن شهرستان بتوانند خود متصدی امور اجتماع و زندگی خود شوند .
متاسفانه سالهاست که سیاست مسئولان ارشد استان بوشهر در قبال نیروهای انسانی کارآمد شهرستان کنگان، کاملا بر خلاف این رویه می باشد و نه تنها نخبه پروری و تربیت مدیران لایق محلی را در دستور کار ندارند، بلکه در اکثر موارد با ایجاد موانع متعدد و بیهوده، تلاش دارند تا تک و توک جوانان و فعالان این شهرستان که عهده‌دار مسئولیتی شده اند، را کلافه نمایند و از میدان بدر ببرند !
اقدام ظالمانه و بی مسئولیتی اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان بوشهر در حق اداره ی نو پای میراث فرهنگی کنگان یکی از نمونه های بارز این‌ مدعای ماست !

سه سال پیش، در پی اصرار و ابرام مردم و مسئولین محلی شهرستان کنگان مبنی بر به کار گیری مدیران اهل محل برای تصدی ادارات و نهادهای شهرستان، مسئولان ارشد استان بوشهر به ظاهر کوتاه آمدند و تصمیم گرفتند که مدیریت اداره ی تازه تأسیس گردشگری و میراث فرهنگی شهرستان را به یکی از فرزندان کنگان بسپارند .
آقای ابراهیم ثابت کارشناس ارشد ادبیات فارسی که سالها در دبیرستانها و مراکز آموزشی کنگان تدریس کرده و مدتها عهده دار مسئولیت های متعدد در آموزش و پرورش بود، از طرف فعالان سیاسی و اجتماعی و اعضای ستاد انتخاباتی دکتر روحانی و همچنین از طرف مسئولان محلی کنگان به استان معرفی شد و پس از کش و قوس های فراوان حکم مسئولیت ایشان امضا گردید و تصدی اداره ای به ایشان واگذار شد که نه ساختمان داشت، نه کارمند، نه نیروی خدماتی و نه اتومبیل و نه هیچ دفتر و دستک و لازمه ای !
اما این جوان هنرمند بومی، عزم کار داشت و آمده بود تا ثابت کند که جوانان جنوب استان نیز هیچ از نخبگان و مدیران دیگر مناطق کم ندارند .
در ماه های آغازین مسئولیت، از یکی از اتاق های خانه ی مسکونی خود به عنوان دفتر کار استفاده کرد و با اتومبیل و امکانات شخصی به سرو سامان دادن به امور این اداره پرداخت .
طولی نکشید که با هماهنگی با دیگر مسئولین شهرستان توانست یکی از ساختمان های متعلق به میراث را که شاید خود اداره ی کل گردشگری و میراث فرهنگی استان هم از وجود آن اطلاعی نداشت و معرفی نکرده بود، به بهترین نحو تجهیز نماید و اداره را به آن ساختمان منتقل کند .
چون سه سال پیگیری ها و درخواست های او از اداره ی کل برای اختصاص یک نفر کارشناس میراث فرهنگی به اداره ی گردشگری و میراث فرهنگی کنگان به نتیجه ای نرسید، به ناچار با رایزنی و مشورت، و با مساعدت فرماندار محترم و همکاری یکی از دستگاههای کنگان، موفق شد مجوز انتقال یک نفر نیروی مامور به خدمت را از جایی دیگر به اداره ی میراث فرهنگی کنگان بگیرد و این نیروی جدید را در خدمت اداره به کار گیرد.‌ در واقع به جای اینکه اداره‌ی کل به او نیروی همکار بدهد، او نیرویی لایق را برای آنها تدارک دید !
کارشکنی های اداره ی کل میراث فرهنگی استان به این هم محدود نشد و در طول سه سالی که از آغاز به کار این اداره می گذرد، نه تنها خودرو و تجهیزاتی در اختیار مدیر اداره ی کنگان قرار نداد بلکه حتی برای هزینه های بنزین اتومبیل شخصی که در خدمت اداره قرار داده بود و همچنین برای پرداخت سایر هزینه های ضروری اداره، حتی یک ریال نیز به عنوان تنخواه گردان در اختیار این مدیر کنگانی قرار نداد !
سیاست تعجیز و دلسرد کردن این مدیر زحمتکش ادامه یافت و هیچ کدام از طرح ها و برنامه های کارشناسی را که به اداره ی کل پیشنهاد می داد، عمدا مورد موافقت یا حمایت قرار نمی گرفت . گویا با زبان بی زبانی می خواستند این مدیر محلی را از میدان بدر کنند !
همه ی راه ها را پیش پای این جوان مسدود کردند و به هر نحو ممکن می خواستند او را به عجز و فرار از تنگناهایی که برایش فراهم کرده بودند، وادارند !
مدیری که سالها در آموزش و پرورش کنگان وشهرداری و همچنین در کارهای هنری و فعالیت های اجتماعی و سیاسی تعهد و توان مدیریتی خود را به اثبات رسانده بود و در همین اداره ی میراث فرهنگی هم توانسته بود با دست خالی و فقط به پشتوانه ی اعتبار و آبرو و استعداد مدیریتی خود، بهترین عملکرد استانی را در هماهنگی خدمات سفر داشته باشد، به چنان تنگنا و فشاری انداختند که مجبور شد علیرغم میل خود و بر خلاف تعهدی که به فعالان اجتماعی حامی دولت دکتر روحانی داده بود، سال گذشته استعفای خود را به مسئولان اداره ی کل تقدیم ‌کند و عطای آن را به لقایشان ببخشد!
با پا در میانی مسئولان و دلسوزان محلی و تحت فشار افکار عمومی، با استعفای ایشان موافقت نشد و اداره ی کل میراث فرهنگی استان وعده داد که احتیاجات ضروری اداره ی میراث فرهنگی کنگان را بر طرف نماید. لذا ابراهیم ثابت یک سال دیگر را هم با همه ی ناداری ها و نامهربانی های موجود ساخت و تمام توان و جوانی و تخصص و اعتبار خود را برای پیشبرد امور و اهداف اداره ی میراث فرهنگی گرو گذاشت، ولی دریغ از یک قدم همکاری از طرف اداره ی کل !
مرغ اداره ی کل همچنان یک پا داشت و به هر نحو ممکن می خواستند که این مدیر محلی را از پیش پای خود بردارند!
*و بالاخره موفق شدند که تیشه ی خود را بر فرق مدیریت بومی کنگان فرود آورند!*
ابراهیم ثابت اولین مدیر و بنیانگذار اداره ی گردشگری و میراث فرهنگی کنگان که در سه سال مدیریت خود توانسته بود اعتبار و هویتی به این اداره ی نو پا ببخشد، باز هم مجبور به تقدیم استعفایش شد و این بار اداره ی کل با شتابی قابل تأمل قبل از اینکه جانشینی برای او منصوب نماید، شخصی را برای تحویل گرفتن مختصر اموال اداره، به کنگان اعزام داشت و باز هم کنگان ماند و قصه ی دراز محرومیت، کنگان ماند و بی توجهی ریشه دار به نیروی انسانی بومی، کنگان ماند و مدیران غریبه ای که در این شهرستان ، با تجربه می‌شوند و پس از کسب تجربه، به امان خدا رهایش می کنند !
کنگان ماند و قصه ی دردناک غریب نوازی و نخبه کشی و سرکوفت استعدادها !
*اینک‌چه باید کرد ؟*
وظیفه ی مسئولان محترم در فرمانداری و نهادهای نظارتی و شوراها و بویژه امامان محترم جمعه و نماینده ی محترم مردم در مجلس شورای اسلامی در قبال این تضییع حق آشکار مردم کنگان چیست ؟
امید است که مردم و مسئولان محترم محلی این بار نیز مصلحت نظام و دولت و منطقه را در نظر بگیرند و نگذارند که عده ای در مرکز استان با ندانم کاری های بی مورد، موجبات دلسردی جوانان و مدیران لایق کنگان و نارضایتی مردم مؤمن و قدر شناس منطقه را فراهم آورند .

حسن عبداللهی- فرهنگی بازنشسته – کنگان

اخبار مرتبط