رفتن به بالا
  • دوشنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۴ - ۱۴:۴۸
  • کد خبر : ۱۳۰۷
  • مشاهده :  109 بازدید
  • چاپ خبر : وضعیت وحشتناک محیط زیست شهرهای نفتخیز بوشهر

وضعیت وحشتناک محیط زیست شهرهای نفتخیز بوشهر

وضعیت محیط زیست شهرهای نفتخیز بوشهر وحشتانک است.

به گزراش کنگان نیوز، اصل ۵۰ قانون اساسی ایران در ارتباط با ممنوعیت آلودگی محیط زیست شهروندان:
"در جمهوری‏ اسلامی، حفاظت‏ محیط زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل‌های‏ بعد باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‏شود. از این‏ رو فعالیت‌های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیر قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا کند، ممنوع‏ است. این اصل بی گمان به معنای ممنوعیت انجام و تولید شغل های اقتصادی و سرمایه گذاری در این عرصه نیست و نخواهد بود.

بلکه به این معناست که فعالیت های اقتصادی بایستی تحت ضوابط و چهارچوب های خاصی انجام گیرد و از اهم این ضوابط حفظ محیط زیست و به تبع آن جان انسان هاست که می باید جز اصول تخطی ناپذیر اقدامات تولیدی صنعتی فعالان اقتصادی چه دولتی و چه غیر دولتی قرار گیرد."
 
سخنان اسماعیل کهرم مشاور سازمان محیط زیست ایران درباره وضعیت آلودگی عسلویه:
"دکتر اسماعیل کهرم متخصص و مشاور سازمان محیط زیست در گفتگویی طرح استخراج منابع ملی و تولیدات گازی و شیمیایی ناشی از آن ها را در عسلویه عاقبتی شکست خورده و لکه کثیف و ننگی برای کشور قلمداد کرده بود، که تنها به استخراج نفت و گاز از زیر پوسته زمین اکتفا شده است؛ و به همین سبب باعث شده عسلویه همچون غده ای چرکین بر آینده مملکت سایه افکند.

این متخصص محیط زیست، در بیان موانع رفع آلودگی های های زیست محیطی، یکی از این موانع اصلی را مصوبات و تصمیم های غیر قانونی قوه مجریه پیشین دانسته بود، که ۱۴۸ مصوبه تحمیلی آن توسط هیئت اجرایی کنونی لغو شده اند. دکتر کهرم با وجود اینکه اعتقاد دارد برای برون رفت از آلودگی فاجعه بار عسلویه دیر هنگام است و اراده ای عظیم در راستای حل این معضل زیست محیطی وجود ندارد، راهکاری برای از بین رفتن آلودگی زیانبار جسمی و معنوی این منطقه ارائه کرد: باید روال موجود با صرف هزینه و احداث تصفیه خانه‌ها و گذاشتن فیلترها اصلاح شود و از ادامه وضع موجود جلوگیری شود."
 
شمایی کلی از وضعیت آلودگی جنوب استان بوشهر

شدت میزان آلودگی هوای شهر ها و روستا های مناطق جنوب استان بوشهر و به تبع آن تاثیر ویرانگرش بر محیط زیست، خاک، گیاهان، جانوران و مردم این مناطق آنقدر رو به فزونی است که علاوه بر نمودار شدن اعتراض های افکار عمومی مسئولان محلی و استانی را نیز وادار کرده است لب به سخن و پاسخ بگشایند. البته این پاسخ ها از سنخ پاسخ به افکار عمومی و مسئولیت پذیری نیست. چون اگر پاسخ گویی وجود داشت راه حل هایی بطور منسجم به منظور رفع این معضل بکار می بستند. ابتلا به بیماری های ریوی و تنفسی شهروندان عسلویه از سوی آخوندی رئیس سابق بهداشت، ایمنی و محیط زیست منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس تایید شده است. این آلودگی نیز توسط مهدی یوسفی مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به شکل دیگری تایید شده. وی طی مصاحبه ای در شهریور ماه امسال گفت: آلودگی در واحد های صنعتی عسلویه وجود دارد.

روشن است که شهروندان عسلویه و شهر ها و روستا های توابع آن از اثرات زیانبار آلودگی ناشی از سوخت گاز ها و مواد شیمیایی و گوگرد ها بیش از شهروندان شهرستان های جم، کنگان و دیر در معرض بیماری های تنفسی، پوستی، گوارشی و انواع سرطان ها قرار دارند. اما مدت ها است دامنه این آلودگی ها با توسعه دیگر فاز ها و شرکت ها به شهرستان کنگان و تا حدودی به دیر نیز رسیده است.
 
شرایط وخیم و هشدار دهنده آلودگی در عسلویه مستند به گفته های کارشناسان و مسئولان
مقدار آلودگی هوای عسلویه به میزانی افزایش یافته که به گفته دکتر فاطمی، متخصص بیولوژی، آلودگی هوای عسلویه ۱۰۰ برابر آلودگی تهران است! افزایش بی رویه آلودگی منطقه عسلویه سال گذشته به گونه دیگری توسط بوهندی نجفی رئیس سابق شورای شهر نخل تقی ترسیم شده بود.

وی هنگامی که این مسئولیت را عهده دار بود، معتقد بود که با وجود آنکه بیش از ۴۰ درصد گاز ایران در فاز های پارس جنوبی تامین می شود، اما این فاز ها آلودگی ۳۰۰ برابر حد مجاز استاندارد بر مردم این مناطق تحمیل می کنند. این مقدار از آلودگی حیرت آور است.

 شگفت انگیزتر آنجا است که آتش ۴۶ مشعل در ۱۲ فاز و ۲۰ شرکت متعلق به پارس جنوبی شبانه روز بدون نصب دستگاه ها و تجهیزات مدرن برای جلوگیری از پراکنده شدن بوهای غیر قابل استشمام و دود های بسیار غلیظ سیاه رنگ روشن نگه داشته شده اند.انتشار مواد شیمیایی ناشی از سوخت گاز ها افزون بر اینکه موجب به هدر رفتن ذخایر ملی ایران می شوند، باعث ورود آسیب های شدیدی به طبیعت و جانوران و گیاهان و انسان ها در این مناطق شده است. تا به امروز در اثر پیامد های منفی آلودگی های مذکور حوادث و نابسامانی های متعددی برای مردم جنوب استان به وقوع پیوسته و موجب آزردگی خاطر و از بین رفتن امنیت زیستی آنان شده است.

در ماه رمضان سال ۹۲ به سبب اینکه خط لوله انتقال آب در عسلویه شکسته شد، پساب های صنعتی به شبکه توزیع آب وارد شده بود. در پی این حادثه مردم عسلویه به مدت ۸ روز آب آشامیدنی نداشتند و آب آشامیدنی آن ها قطع شد.

این وضعیت بغرنج آنقدر غیر قابل تحمل بود که باعث شد امام جمعه عسلویه نسبت به این وضعیت اعتراض کند.

مطابق گزارش منابع محلی عسلویه تابستان سال گذشته نیز مردم با چنین معضلی روبرو بوده اند. در تیرماه امسال اخبار ضد و نقیضی درباره آلودگی خون مردم عسلویه و اجتناب پایگاه های انتقال خون از اهدای خون شهروندان عسلویه در رسانه ها منتشر شد. امام جمعه عسلویه و برخی از فعالان کارگری نیز از آلوده بودن خون مردم این منظقه و خودداری پایگاه های انتقال خون از پذیرش خون آنان گفته اند.

همان موقع، شیخ موسی احمدی نماینده مردم عسلویه، این خبر را نه تایید و نه رد کرد. اما در نهایت خبر نپذیرفتن پایگاه های انتقال خون از اهدا خون شهروندان عسلویه با رد پور فتح الله رئیس وقت سازمان انتقال خون کشور مواجه شد. دوم خرداد ماه سال قبل، در حاشیه اتوبان کنگان به پارسیان و در جوار فاز ها و شرکت های پارس جنوبی، سوخته شدن گوگرد های زرد رنگ که به علت هدر رفتن شیرین سازی های گاز های ترش حاصل می شوند، دیدگان هر رهگذری را خیره کرد.

 افزون بر این چندین بار انبار گوگرد های پارس جنوبی که عمدتاً روباز ساخته شده اند، در فصل تابستان در آتش سوخته است. رها کردن گوگرد ها که به شکل پودر های زرد رنگ هستند، در حاشیه اتوبان نیز پرده از بی تفاوتی و نبود کنترل بر فعالیت های برخی از شرکت ها بر می دارد. کافی است بادی در این منطقه شروع به وزیدن کند.

 ذرات گوگرد در هوا پراکنده خواهد شد و کارکنان فاز ها و رانندگان و مسافران رهگذر بوی گوگرد ها را استشمام خواهند کرد، و در نتیجه هوای مسموم کننده که بلای سلامتی آنان است، تنفس خواهند کرد.

 اگر به این آلودگی ها، بوی گاز های سوخته شده در آتش مشعل ها را بی افزاییم، پی به عمق بحران و آسیبی عظیم می بریم، که به سبب بروز انواع آلودگی ها، بیماری های مخرب متنوعی دامن مردم عسلویه را گرفته است. ورود پسماند های شیمیایی به آب دریا و نیز خاک عسلویه، علاوه بر آسیب وارد شدن به انواع حیوانات دریایی از جمله ماهی و میگو و گیاهان، باعث شده مردم عسلویه به بیماری های پوستی و داخلی مبتلا شوند.

شهروندان شهرهای تابع عسلویه همچون بیدخون، نخل تقی و شیرینو نیز از آسیب های ناشی از آلودگی هوا در امان نیستند. به خصوص هنگامی که باد های رایج در عسلویه از غرب به شرق می وزند و در نتیجه آلودگی ها را وارد این شهرها می کنند.

شغل سابق مردم این شهر ها غالباً کشاورزی، صیادی و دامپروری بوده است. اما با توسعه تاسیسات گازی و پتروشیمی ۱۰۰ درصد سه منبع درآمد مردم این شهرها از میان رفته است. میزان آلودگی حاصل از فعالیت های شرکت های پتروشیمی و فاز های پارس جنوبی آنقدر شور شده که مناظر طبیعی و دیدنی منطقه عسلویه از تیررس آسیب آن در امان نمانده اند.

 از زیباترین مکان های طبیعت استان بوشهر منطقه حفاظت شده نایبند، جنگل های حرا و دیگر مکان های دیدنیِ طبیعی در این منطقه به شمار می روند. اما امروز به علت وارد شدن پساب ها و آلاینده های شیمیایی، این مناظر زیبا در آستانه نابودی قرار دارند.

 پیش از این کارشناسان درباره نابودی آنها هشدار داده بودند. در امتداد این آسیب ها باریدن باران موجبات نگرانی مردم این منطقه را فراهم آورده است. چون با وجود ذرات و آلاینده ها و گاز های مسموم کننده در هوا بارش آب به بارش اسید تبدیل می شود.

اضافه بر این ها، با سرازیر شدن پسماند های فاز ها و شرکت ها به آب دریا، شناگران با دیدن آب های دلربای سابق دریا رغبت شنا کردن از ذوقشان زدوده می شود. همچنین، دکتر دلشب مدیر کل محیط زیست استان بوشهر از ورود فاضلاب های اغلب شهرهای استان سوای بوشهر – دیلم و گناوه – به دریا سخن گفت.

 مفهوم این سخن – جدا از گویایی وضعیت حاد محیط زیست در این استان – نشانگر این است که مقادیری از پسماندهای ناشی از فعالیت های مواد شیمیایی که به فاضلاب وارد می شوند، به آب های نیلگون خلیج پارس سرازیر می گردند، و افزون بر آمیختگی آب دلنشین دریا با این آلاینده ها و باران اسیدی، گیاهان (به خصوص مرجان های بسیار در کف دریا) و جانوران دریایی – که مردم استان بسیار از آنها در تهیه خوراک های خویش استفاده می کنند – هم از این آسیب ویرانگر صدمه ببینند و آلاینده ها و نیز باران اسیدی را نوش جان کنند. وجود این پسماند ها بیشتر به شمایل لکه های رنگی زرد یا خاکستری بر سطح دریا نمایان می شود.

معصومه ابتکار در نمایشگاه مطبوعات امسال به پیام عسلویه گفت: همه مسئولان در عسلویه و کنگان مکلف به مراعات قانون هستند و چنانچه تخلفی صورت گیرد برخورد قانونی با آنان صورت می گیرد. چون سلامت شهروندان از اهمیت زیادی برخوردار است.

 وی با اشاره به اطلاع داشتن از وضعیت آلودگی جنوب استان بوشهر، بیان کرد که ما پیگیر شرایط آلودگی این مناطق هستیم، و این موضوع را چندین بار به وزارت نفت اعلام کرده ایم. وی با تأیید آلودگی عسلویه گفت: از همین رو طی جلسه هایی که با مسئولان پارس جنوبی داشته ایم ضوابط و استاندارد ها را به آنان اعلام کرده ایم.

نگرانی از سرایت آلودگی های ناشی از فعالیت های فازهای پارس جنوبی به شهرستان های کنگان و دیر و نیز تاسیس شرکت های تولید کننده مواد شیمیایی در دیر همانطور که در ابتدای گزارش اشاره شد، عمق و وسعت گستردگی آلاینده های شرکت ها و فاز های پارس جنوبی به حدی است که به شهر های دیگر از جمله کنگان نیز رسیده است. مدتی است که مشعل های فاز ۱۲ در نزدیکی بندر کنگان منور شده و نیز فاز های دیگر با حضور مقامات اجرایی افتتاح شده است.

 در دهه نخست تیرماه سال گذشته بوی شدید گاز در هوای این شهر پخش شد که در اثر آن چندین نفر از مردم کنگان مسموم شدند و برای بهبودی خود به بیمارستان مراجعه کردند. مشکل آلودگی های پی در پی باعث شد موضوع در شورای شهر کنگان طرح گردد.

 این گروه با تشکیل جلساتی بین خود و اعضای شورای شهر کنگان راه کارها و انتقاداتی را به منظور رفع این آلودگی با یکدیگر در میان گذاشته اند. همچنین کاویان پور دادستان کنگان پرونده ای به علت بروز اعتراض های مردمی برای رسیدگی به آلودگی های اخیر گشوده است.

افزون بر مردم شهرستان های عسلویه و کنگان، شهروندان شهرستان دیر نیز گاه و بی گاه دامنگیر بوی گاز احتمالاً فاز ۱۲ شده اند. آتش مشعل فاز ۱۲ به سهولت از سواحل بندر دیر قابل مشاهده است. پراکنده شدن بوی گاز در این شهر باعث نگرانی و بیم افکار عمومی دیر شده که مبادا آلودگی هوا صدمات جبران ناپذیری به وضعیت جسمانی و روانی شان وارد کند.

 کارشناسان اذعان دارند که تنها راه حل جلوگیری از آلودگی هوا در پی سوخت گاز ها و پخش موادی مانند گوگرد، نصب دستگاه تصفیه در خروجی دستگاه های مشعل ها و نیز اعمال نظارت مستمر و مداوم بر عملکرد ها و تولیدات فاز ها و شرکت های پارس جنوبی است.

از سوی دیگر، بیرون از شهر دیر (بخش غربی این شهر که به سمت جاده ساحلی دیر – بوشهر می رود) سه شرکت تاسیس شده است. شرکت نخست بنام متانول کاوه است که در نزدیکی دیر قرار دارد، و از سال ۸۳ به منظور تولید ماده ای شیمیایی به نام متانول، که از خطرناکترین مواد شیمیایی است، شروع به کار کرده و البته تاکنون (۹۴) تولیدی نداشته است. اندکی آن سوتر شرکت جدید فاتح کیمیا با هدف تولید متانول نزدیک به دو سال است بنیان های خود را استوار کرده.

 پنج کیلومتر آن طرف نیز شرکت سیراف انرژی فعالیت خود را آغاز کرده است، که ظاهراً این شرکت نیز قصد تولید متانول دارد. در ادامه جاده دو طرفه ساحلی (و البته نه اتوبان) دیر – بوشهر وزارت نفت قصد ایجاد و راه اندازی پارس شمالی در بردخون دارد. به همین منظور دفاتر اداری و تدارکاتی پارس شمالی در بردخون مستقر کرده است.

مطابق اخبار تایید نشده ای مقداری از زمین های نزدیک به بندر دیر از اشخاصی خریداری شده تا تجهیزات پارس شمالی در این محدوده از استان نیز مستقر شود.

 اگر قرار بر این باشد که شرکت های متانول کاوه، فاتح کیمیا، سیراف انرژی و پارس شمالی به شیوه های اسفباری که در فازها و شرکت های پارس جنوبی در حال انجام است، اقدام به تولید مواد شیمیایی و سوخت گاز و دیگر آلاینده ها کنند، و نیز نظارت و کنترل مقتدر و مستمری فعالیت آن ها را مهار نکند، بدون شک زنجیره ای ال مانند از آلودگی، در امتداد سواحل جنوب استان بوشهر از بردخون و دیر تا کنگان و عسلویه، آب، هوا، خاک، گیاهان، جانوران و انسان های این مناطق را در می نوردد. علی دارایی / روزنامه پیام عسلویه

اخبار مرتبط