اسلایدر
کد خبر : 6291
پنجشنبه - ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۸:۱۷

هویت بخشی و برند سازی یک شهر

هویت بخشی و برند سازی یک شهر

 

به قلم؛داریوش حسینی کنگانی

 

با افزایش و توسعه روز افزون صنعت گردشگری و جذب توریست طی سالیان گذشته در کشور بسیاری از شهرها با برنامه ریزی و الگو برداری مناسب سعی براین داشته اند که از ظرفیتهای و پتانسیل موجود خود استفاده کنند و بیشترین سهم و آورده های مالی را از این صنعت بزرگ و پولساز بدست آورند. برای رسیدن به جایگاهی که به اولویت اول گردشگرها و سرمایه گذاران صنعت گردشگری تبدیل شد ،می بایست مجموعه ای از سیاست ها در مدیریت و طراحی شهری را ترسیم و دنبال نمود و همچنین با داشتن سند چشم انداز مناسب،آینده نگری هوشمندانه و برنامه ریزی های لازم می توان محل زندگی و شهرخود را به عنوان یک برند خوش منظر معرفی نمود. نتیجه این اقدامات و فعالیت ها را می توان در شکوفا کردن صنعت گردشگری در شهر مشاهده نمود که بهترین راه برای هویت بخشی به کالبد شهر می باشد، هویتی که با اهمیت دادن به عناصر فرهنگی ,اجتماعی,جغرافیایی,طبیعی و…می توان به آن دست پیدا کرد.
عناصری که در ارتقا کیفیت کالبدی شهرها اثربخش هستند و هویت شهر نیز بشدت متاثر از نحوه ترکیب این عناصر در یکدیگر است می توانند بعنوان یک امضا واحد تبدیل به برند اصلی شهر شوند.امضایی که بخوبی می تواند نقش خود را در تک تک معماری شهری ایفا کند تا ذهن هر بیننده و بازدید کننده، این آثار را بعنوان هویت و نماد یک شهر در حافظه خود برای همیشه ذخیره کند.
چنین سیاست هایی را می توان در شهرهای ساحلی یونان، ایتالیا و نوع رنگ امیزی ساختمان ها در کشوری مثل مکزیک یا معماری های خاص شهرهایی مثل بارسلونا…….. و شهرهای داخلی مثل رفسنجان با نماد پسته، ساوه با انار یا شهرهای دیگر با معماری اصیل ایرانی مانند یزد,کاشان,ماسوله, و حتی در سالهای اخیر بوشهر خودمان مشاهده کرد.
امضای معماری بوشهری که در ناحیه ششم بهمن با آن شیوه بسیار زیبای درب و پنجره چوبی همرا با شیشه های رنکارنگ و سازه های دو طبقه خاص این ناحیه بخوبی بیانگر هویت این شهر بوشهراست و بقیه مناطق آن نیز متاثر از این سبک معماری که برگرفته از هویت کهن واصیل مردم این شهر است به تدریج بناهای خود را با آن تطبیق می دهند. سوق دادن طراحی و معماری شهر به این شیوه باعث می شود که مردم نیز که سالها تحت تاثیر آثار منفی توسعه و رشد ناموزون شهر قرار گرفته اند به اصل خویش برگردند و با محیط بصری خود به خوبی سازش کنند. شهرهایی که از محیط های بصری مطلوب برخوردار هستند این توانایی را دارند که با وسعت بخشیدن به تجربه زیباشناختی شهروندان، موجب ارتقای تصویر ذهنی جامعه از خویش و تقویت غرور مدنی یک اجتماع را فراهم سازند و با اعتلا بخشیدن به وجهه شهر در سطح ملی و بین المللی، توان رقابتی شهر را برای جذب هر چه بیشتر سرمایه و اقشار خلاق تقویت نماید.
اگر نگاه ماه برای توسعه و رشد شهر چنین باشد و بخواهیم از این صنعت مهم و پولساز سهمی داشته باشیم با توجه به شرایط جغرافیایی مناسب و فرهنگ غنی و تاریخ کهن که شهر کنگان دارا می باشد باید چنین نگاه و سیاستی را دنبال کنیم و در تلاش برای یک امضای انحصاری پای تمام معماری ها و طرح های شهری خود باشیم و به نوعی هویت این شهر به خود برگردانیم .حال ممکن است این نماد همان کوزه یا یک سبک مراسم سنتی و…باشد که اثر آن در مکان های مختلف شهر و حتی مراسمات رسمی و غیر رسمی که برگزار میشود نیز آشکار شود که در نتیجه آن هر زمان گردشگری در هر جای ایران قدم گذاشت با دیدن چنین نمادها و مراسماتی فوراْ ذهنش به سمت کنگان متمرکز شود.
در پایان به عنوان نمونه می توان به بادگیرهایی که در المان میدان خیابان وحدت کنگان اجرا شده است اشاره نمود با اولین نگاه به این المان ذهن بیننده به سمت شهرهایی همچون یزد یا کرمان و حتی هرمزگان می رود در حالیکه شهر کنگان با جاذبه های گردشگری که دارد خود می تواند به انتقال برندهای شهری خود به سایر نقاط کشور بپردازد.

با کدام توجیه طرح هایی بنام کنترل ترافیک در سطح شهرکنگان اجرایی میشود که خود عامل ایجاد ترافیک و افزایش خطر تصادفات می باشد؟

صدای شهروندان

با کدام توجیه طرح هایی بنام کنترل ترافیک در سطح شهرکنگان اجرایی میشود که خود عامل ایجاد ترافیک و افزایش خطر تصادفات می باشد؟


شهرداری بندر کنگان در جدیدترین اقدام خود طرحی با توجیه کنترل ترافیک در چهار راه طالقانی اجرا نموده است که نه تنها کمکی به کاهش ترافیک شهر در ساعات پر رفت و آمد نکرده بلکه شهروندان کنگانی با اجرای این طرح و کاهش عرض بلوار اصلی در این چهار راه شاهد افزایش ترافیک و بروز احتمال تصادفات بوده اند. طرحی مشابه با طرح اجرا شده در میدان علی ولی الله در حال اجرا می باشد که باید با اتمام آن شاهد معضلات و خطرات ناشی آن نیز باشیم.
سوال اساسی شهروندان بندر کنگان آن است که آیا اجرای طرح‌های مشابه در خیابان های برق ، محل اتصال بلواردارایی و خیابان وحدت با بلوار امام خمینی (ره) با هدف کنترل ترافیک و کاهش خطرات تصادفات توانسته است نتیجه ی مطلوبی را در بر داشته باشد که مجددا در چهاراه طالقانی و میدان علی ولی الله از این دست طرح‌ها اجرایی می شود؟
به عنوان مثال در محل اتصال بلوار دارائی با بلوار امام خمینی (ره) طرح اجرا شده و دورگرد های غیر کارشناسی ایجاد شده در آن محدوده می تواند در مواقع اضطراری باعث کاهش قدرت مانور و واکنش سریع ماشین ها و نیروهای ایستگاه آتش نشانی مستقر در آن محل شود.

کاهش عرض شریان های اصلی عبور و مرور یک شهر مانند کنگان در چهاراه ها و تبدیل نمودن سه باند تردد خودروها به حدود نصف آن فقط باعث بالا رفتن احتمال تصادف و افزایش ترافیک در ساعات پر رفت و آمد شهر میشود.در حالیکه شهر کنگان بصورت پیوسته با افزایش جمعیت رو به روست و میزان تردد در سطح شهر و شریان های اصلی عبور و مرور در شهر روز به روز در حال افزایش می باشد اجرای چنین طرح هایی می تواند باعث ایجاد معضلات جدی در وضعیت ترافیکی شهر در آینده ای نچندان دور شود که یقیناً همراه با اتلاف درآمدها و بودجه های شهری برای اصلاح مجدد این طرح ها خواهد بود.
در زمینه ایمن سازی بلوار مرکزی شهر (بلوار امام خمینی (ره)) برای عابرین پیاده شهرداری و دیگر دستگاه های مسئول همچون شورای ترافیک شهرستان می توانند بجای اجری طرح هایی که با کاهش عرض بلوار و ایجاد ترافیک همراه است مانند دیگر شهرهای کشور به سمت احداث پل های هوایی با پله برقی برای رفت و آمد عابرین یا رنگ آمیزی نقاط پر خطر در چهار راه ها کنند.

فساد و رانت گسترده در مجتمع گاز پارس جنوبی

 فساد و رانت گسترده در مجتمع گاز پارس جنوبی

مدیران پارس جنوبی،خویشاوندان خود را چراغ خاموش جذب میکنند/انتشار لیست مدیران متخلف!


سایت محلی تاورتا در جنوب استان بوشهر طی سلسله گزارش هایی با انتشار لیستی از استخدام های فامیلی و رانتی، پرده از فساد و تخلف گسترده در فازهای پالایشگاهی مجتمع گاز پارس جنوبی به مدیر عاملی هادی هاشم زاده فرهنگ برداشته است.


به گزارش کنگان نیوز؛ بر اساس گزارش های منتشر شده، فاز ۱۹ پارس جنوبی تاکنون بیش از ۳۰۰ نفر بدون طی مراحل قانونی جذب، به این فاز پالایشگاهی اضافه شده اند و طبق همین گزارش ها، فاز ۱۳ پارس جنوبی هم در تدارک جذب چراغ خاموش نیروهای رانتی است!

این سایت محلی با انتشار لیستی از جذب شدگان فاز ۱۹ پارس جنوبی و انتساب آنان به مدیران واحدهای مختلف این فاز، خواستار شفاف سازی و پیگیری موضوع از سوی مسئولان شده است.

در لیست منتشره اسامی مدیرانی چون زردویان مدیر هماهنگی و نظارت بر تولید شرکت ملی گاز ایران، بهمن نیا مدیر HSE شرکت ملی گاز ایران، جامعی رییس مالی ستاد SPGC، بابایی مدیر سابق تعمیرات ستاد SPGC و مدیر کنونی پالایشگاه گاز پارسیان، خدری مدیر تعمیرات پالایشگاه دهم، فریدونی رییس تعمیرات مکانیک پالایشگاه، حکیمی رییس کارگاه مکانیک پالایشگاه دهم، اسماعیلی رییس آتشنشانی پالایشگاه دهم، غلامپور رییس حمل و نقل پالایشگاه، غانمی رییس مالی پالایشگاه دهم، منفرد رییس سرویس های تعمیراتی پالایشگاه دهم و شرافتی رییس بهداشت پالایشگاه به همراه منسوبان جذب شده دیده می شود.

تاورتا اضافه کرده این اسامی مشت نمونه خروار باندبازی و پارتی بازی ها در مجتمع گاز پارس جنوبی است.

کنگان را در آینده باید دید.

کنگان را در آینده باید دید.

همه از گذشته و تاریخ کهن کنگان می گویند و کمتر کسی از افق و چشم انداز آن


داریوش حسینی کنگانی:
کنگان را باید در مسیر رشد و توسعه دید .شهری که ظرفیت های فوق العاده در خود جا داده است.مسیری که میتواند این شهر زیبا را به قطب صنعت توریستی استان بلکه کشورتبدیل کند.ظرفیت های بالقوه و بالفعلی که وجود دارد و باید بیشتر به آنها توجه کرد و پرداخت.
بام ها و تنگه های بی نظیر بالا دستی کنگان با هوای بسیار معتدل خود و زندگی متفاوت دامداران ساکن این بلند ی ها با گونه های کم نظیر گیاهی و جانوری,که هر کدام از این ارتفاعات یک ماسال یا فیلبندی در خود جای داده است.این شهر با دریا و ساحل بی نظیرش و قرمزی غروبش باید از این ارتفاعات دید تا بیشتر عاشقش شد.با سرمایه گذاری و ایجاد اقامتگاهای مختلف واحداث ایستگاه های کوه نوردی و دوچرخه سواری کوهستان و… میتوان میزبان خیلی از توریست ها و علاقه مندان به ارتفاعات شد.

پارس چنوبی؛به صنعت میتوان از منظر زیباشناسی هم نگاه کرد.درخشش تاسیسات پیچ در پیچ صنعت زیر شعله های فلرها و چراغهای طلایی چشم های هر بیننده ایی به خود خیره میکند تا شاهد این باشیم که لوکیشن عکس های بیشتر گردشگرهایی که پای به این منطقه میگذارند درخشش این تاسیسات باشد.
بودن سکوهای دریایی مختلف نفت و گازی تا لنگر انداختن صدها کشتی اقیانوس پیما به جاذبه های گردشگری این منطقه افزوده است.میتوان ساعت ها در ساحل نشست یا با گشت دریایی ازدیدن چنین نعمت های لذت برد .

صنعت حمل و نقل دریایی؛
کنگان با داشتن گذر مرزی در جنوب استان بهترین شرایط برای راه انداختن خط مسافربری وتجاری دریایی با کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله کشور قطر دارد که در آینده نزدیک میزبان مسابقات جام جهانی فوتبال می باشد و با توسعه ایی که در پیش گرفته است به زودی مقصد اصلی گردشگرهای سراسر دنیا خواهد بود و اگر ما هوشمندانه رفتار کنیم و سند چشم انداز مناسبی مخصوصا در صنعت توریست داشته باشیم می توان از این صنعت که سود صد در صدی و خالص دارد استفاده لازم ببریم و به توسعه و پیشرفت شهر و ایجاد اشتغال و درامد پایدار کمک کنیم.

از دیگر نکات مثبت شهر کنگان میتوان به آداب و رسوم های مختلف مخصوصا در عروسی ها,ماه رمضان و سرزنده بودن مردمش و … اشاره کرد.داشتن موسیقی های دل نواز از جمله نی انبان که دل هر شنونده ایی با خود میبرد همچنین به مهمان نوازی های مثال زدنی مردم این منطقه که به زیبایی های شهر افزوده است تا هرشخصی که به این شهر مسافرت میکند دوست داشته باشد روزها و هفته ها مهمان این شهر باشد و احساس غریب بودن به او دست ندهد اشاره کرد.
ساحل کنگان، ساحلی که با غمت غمیگین می شود ، با عاشقانه هایت می رقصد و سرود زندگی سر می دهد و ملودی های دلنواز مینوازد تا روح و روانت را جلا دهد و خون امید و زندگی در رگهایت به جریان بیندازد، همدم و یار روزهای سختت باشد و بدون منت پای درد و دلهایت بنشیند و با تابش نور خورشید بر امواج دریای خود تو را به آینده امیدوارتر کند ، مثال یک ژانر عاشقانه ایی باشد با موسیقی بیکلام که با طلوع و غروب رنگارنگ به تو بفهماند که خدایی هست و زندگی جریان دارد، درسهایی به تو میدهد که در هیچ کتابی مشابه آن را نخواهی یافت ، همچون قلبی امید ، زندگی و شادی را در رگ های حیاتی این شهر پمپاژ میکند .به گونه ای که هرشخص که پایش را در این شهر گذاشت دیگر دل رفتن پیدا نکند.
ساحل طلایی و مرجانی با دریای فیروزه ای که دنیای پر رمز و رازی از زندگی در دل خود جای داده است به تنهایی کافیست که این شهر را تبدیل به مقصد اصلی هر گردشگری کند و این منطقه را تبدیل به قطب اصلی توریستی جنوب کشور کند.
در کنار این تابلو زیبای آفریدگار متاسفانه کمبود امکانات و تفریحات دریایی بسیار به چشم می آید. از پلاژ بانوان تا اتوبوس های دریایی و … معدن ثروتی که در کل باید با نگاهی ویژه مورد توجه قرار گیرد.


چه بسا با وجود این همه زیبایی و شکوه و عظمت این دیار کهن ،جای یک شهرک صنعتی در کنار این همه تاسیسات نفتی و گازی به شدت به چشم میخورد ، شهرکی که با تعامل و بر پایه استفاده از خوراک و مواد اولیه تولید شده در پتروشیمی های منطقه میتواند سرمایه گذاران بزرگی را به منطقه جذب کند تا صنایع پایین دستی فعال و موثری داشته باشیم و به سرعت رشد و توسعه منطقه کمک کند.

با این تفاسیر میتوان کنگان را در آینده به عنوان مرکزیت یک استان موفق دید ، شهری که همه چیز دارد و روز به روز بهتر و بهتر میشود و حرفهای بسیاری برای آینده دارد.

روز کنگان بهانه ای است که نگاه ویژه تری به این شهر داشته باشیم و با برنامه ریزی و ترسیم یک سند چشم انداز قوی به آرزوهایمان دست پیدا کنیم.

١٣٩٩/١١/٢۵ به بهانه هفته کنگان

 

 

*معضلی بنام بازارچه ماهی و میگو بندرکنگان*

*معضلی بنام بازارچه ماهی و میگو بندرکنگان*
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

یادداشتی برای آینده؛١٣٩٩/١١/٢٣

سالها پیش در دهه ۷۰ شمسی در اثر لایروبی و توسعه اسکله بندر کنگان و تخلیه رسوبات لایروبی شده در قسمت بیرونی ضلع شمالی اسکله موجب بوجود آمدن زمینی با مساحت قابل توجه ای برای احداث پسکرانه اداره بندرشد.با توجه به عدم نیاز اسکله و اداره بندر در آن زمان به اراضی بوجود آمده،سازه ای برای بازارچه ماهی و میگو ساخته شد تا به صورت موقت این بازارچه برای مدتی در این مکان دائرباشد.
اما با توجه به اینکه مدت یکسال می باشد که پروژه توسعه اسکله بندرکنگان برحسب خواست عمومی و نیازشهر کنگان به آن، آغاز گردیده است و پیش بینی میشود که طی سه سال آینده با به بهره برداری رسیدن این پروژه سازمان بنادر ناچارشود برای برطرف ساختن نیازهای پسکرانه ای اسکله کنگان اراضی که اکنون بازارچه ماهی و میگو در آن دائر است را تصرف کند. طبیعی است با بوجود آمدن چنین شرایطی، وساطت مسئولین شهری برای جلوگیری از این اتفاق فقط می تواند تصرف و بازپسگیری این زمین ها را چند به مدت عقب بیاندازد و نهایتاْ با طرح یک دعوا دادگاه، این مستاجر است که زمین را باید به صاحب اصلی خود یعنی سازمان بنادر واگذار کند.

شایسته است که دستگاه های مسئول و متولیان امر در این زمینه قبل از آنکه مجبور به ترک وتسلیم اراضی بازارچه ماهی و میگو به اداره بندر شوند و کسب و کار صدها ها نفر که در این بازارچه امرار معاش میکنند به خطر بیافتد و نارضایتی عمومی در بین مردم به وجود بیاید هر چه سریعتر با در نظر گرفتن نیازهای جمعیتی کنگان در آینده، اقدام به جانمایی و احداث یک بازارچه ماهی و میگو کنند که می تواند موجبات فراهم شدن اشتغال پایدار بخش گسترده ای از اقشار مردم شهر شود و یا با تعامل با سازمان بنادر برای رفع این معضل چاره ای بیاندیشد تا شاهد تکرار چالش های اینچنینی نباشیم که معمولاْ بعد از وقوع آن کاسه چه کنم به دست می گیریم.

#کنگان #کنگان_نیوز

“مدیر توانمند و خوشنام جنوب استان بوشهر و از مدیران پازارگاد به شرکت صنایع پتروشیمی دهدشت رفت”

“مدیر توانمند و خوشنام جنوب استان بوشهر و از مدیران پازارگاد به شرکت صنایع پتروشیمی دهدشت رفت”

دکتر احسان اسدی پور به سمت عضو هیأت مدیره و مدیر عملیات شرکت صنایع پتروشیمی دهدشت منصوب گردید.

به موجب احکام جداگانه ای از سوی مهندس جعفر ربیعی مدیرعامل هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس و دکتر صاحب نسق مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی دهدشت، دکتر احسان اسدی پور بعنوان عضو هیأت مدیره و مدیر عملیات شرکت صنایع پتروشیمی دهدشت منصوب گردید.

احسان اسدی پور تحصیلکرده مهندسی صنایع شیمیایی و دکترای حقوق بین الملل بوده و از جمله آخرین سوابق کاری وی، رئیس بازرسی اَبَر پروژه پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس، رئیس هیأت مدیره شرکت پتروشیمی شهید رسولی ماهشهر و مدیر پروژه ها و پیمانهای شرکت عملیات غیر صنعتی پازارگاد عسلویه میباشد.

بزرگترین میدان گازی خاورمیانه + قطب صنعت کشور =بیکاری و‌مشاغل نامناسب اندکی که سهم بومیان منطقه شد .

بزرگترین میدان گازی خاورمیانه + قطب صنعت کشور =بیکاری و‌مشاغل نامناسب اندکی که سهم بومیان منطقه شد .
به قلم : راضیه محمدی


معادله نابرابر و بی رحمانه ی مسئولین !
براستی با کدام منطق میتوان با معضل بیکاری در جوار این تاسیسات گسترده کنار آمد ؟
نمایندگان ادوار مختلف در حال حاضر چه پاسخی برای هزاران فرصت شغلی که طی سالیان مختلف به جای بومی های منطقه به غیر بومی ها واگذارشد دارند ؟فرصت هایی که میتوانست آینده هزاران خانواده را در این منطقه تضمین کند…
چرا جوانان کارآمد ، متخصص و‌تحصیلکرده بومی باید بیکار و‌گاها در رده های پایین دست تاسیسات منطقه مشغول باشند تا ناکجا آبادی های بی تخصص و نا آشنا به فنون کار به نان و‌نوا برسند و ما به تماشا ؟ تبعیض تا کجا؟
بوشهر استانی با نسبت جمعیت بومی مناسب و با داشتن اینهمه قابلیت و پتانسیلی که صنایع در ایجاد مشاغل ایجاد کرده اند ، همچنان دچار فقر شغلی شدید ، خصوصا در بین قشر جوان و تحصیلکرده است
قشری که تمام سهمشان پس از سالها تحصیل و‌ امید به آینده شغلی متناسب با تحصیلاتشان در همین صنایع بومی ، بیکاری و‌حسرت شده است .
جای بسی تعجب است که حتی پس از سال ها و حضور نمایندگانی مختلف از چهارشهرستان‌ تا به امروز هیچکدام نتوانسته اند حتی سهمی اندک در حل این معادله نابرابر داشته باشند و همچنان به تماشا ایستاده اند تا همین فرصتهای ناچیز باقیمانده هم دو دستی تقدیم غیر بومیان شود و خیال همه از اتمام فرصتها راحت شود …!
از تلاش های چهار نماینده ادوار مختلف در استان تنها می توان به شعار های گاه و‌بی گاه و تصاویر و تیزر های نشست و برخاست های روزانه و کتابچه های عملکرد و تبلیغات رنگارنگ اشاره کرد .
البته از حق نباید گذشت چرا که گاهی دیده شده است با وجود هزاران حق خوری و از بین چندین هزار جوان شایسته بومی ۵ نفر بومی به کار گرفته شده اند و این است اوج هنر مسئولین ما !!!

نمایندگان عزیز استان بوشهر :
پذیرش بیکاری در این استان الحق والانصاف ناممکن است و این مردم مظلوم ، برای هزارمین نه صد ها هزارمین بار از شما پاسخ و حرکت مثبت میخواهند …

شعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا!

اذعان وزیر به سهم “هیچ” استان‌های نفت‌خیز از نفت
شعار و توییت و رجز خوانی باد هواست؛ قانون بسازید لطفا!

کاش حالا که نمایندگان انقلابی بر مسند امور هستند به جای توییت زدن های بیهوده و رجزخوانی های بی سود، برای قانومند کردن موضوعاتی چون مسئولیت های اجتماعی نفت و واقعی کردن سهم استان بوشهر در اعتبارات بودجه، گامی اساسی برمی داشتند. هر چند امیدواریم تلاش های شان مثل “معکوس درآمد سرانه” معکوس عمل نکند!
مصطفی ارجمند

وزیر نفت در نشستی با حضور معاون اول رئیس جمهور وضعیت استان های نفتخیز را اینگونه توصیف کرده است: “در استان‌های نفت‌ و گازخیز درصدی از درآمد نفت به این استان‌ها تعلق می‌گیرد اما قانون به گونه‌ای تصویب شد که هیچ چیزی گیر این استان‌ها نیامد.”

صادقانه تر از این بیان را نمی توان در ادبیات مسئولان یافت. خوزستان و بوشهر، بیشترین سهم را در تولید نفت و گاز و محصولات پتروشیمی دارند و طبق اعتراف وزیر نفت، هیچ سهمی از این تولید و درآمد سرشار ندارند. چرا؟ دلیلش واضح است: هیچ قانون سفت و دندان گیری برای میزبانان و احقاق حقوق شان وجود ندارد.



شاید گفته شود این اعتبارات ۳ درصد نفت و گاز و مسئولیت های اجتماعی و عوارض آلایندگی پس به کجا می رسد؟

اجازه دهید به این سوال در ۳ بخش پاسخ دهیم:

اول: موضوعی که بیش از همه ادبیات مسئولان و نمایندگان را پرکرده “مسئولیت های اجتماعی نفت” است. اصطلاحی که اساسا نه تعریف درستی از آن وجود دارد، نه دایره شمولش مشخص است و نه حتی یک خط قانون درباره اش نوشته شده است!

نفت و گاز و پتروشیمی سالهاست در شرایط تحریم، با استمرار تولید و فروش نفت و محصولات پتروشیمی، دین خود را به کشور ادا کرده اند. به خصوص پتروشیمی ها که در اوضاع نابسامان ارزی، منجی دولت برای جلوگیری از ورشکستگی شده اند و از این منظر باید هنرمندی و کاربلدی شان را ستود.

اما در مورد اینکه همین صنایع بزرگ در قبال مردم و محیط پیرامون چه مسئولیتی دارند و چگونه باید این مسئولیت را انجام دهند هیچ توافق نوشته شده ای وجود ندارد. به تعبیر ساده تر، مسئولیت اجتماعی نفت واژه ای بدون پشتوانه و صرفا سلیقه ای است که مردم و مسئولان و شرکت ها، هر کدام برداشت جداگانه ای از آن دارند و هیچ معیاری هم برای سنجش وجود ندارد. همه هم گلایه دارند که حق مطلب ادا نمی شود؛ شرکت ها از ندیدن کمک های شان می نالند و مسئولان و مردم هم از ناچیز بودن کمک ها به نسبت درآمد و تبعات صنعت!

بدیهی است اگر قانونی نوشته نشود که همه تکلیف خود را بدانند تا قام قیامت، همین آش است و همین کاسه خواهد بود.



دوم: سهم سه درصدی صادرات نفت و گاز برای استان های نفت خیز در بودجه سالیانه هم از آن طرح هایی است که ظاهرش فریبنده است اما محتوایش، چنگی به دل نمی زند، چرا که از این ۳ درصد، فقط یک درصد متعلق به مناطق نفت و گاز خیز است و دو درصد آن به مناطق کمتر توسعه یافته اختصاص می یابد.

بررسی لیست مناطق کمتر توسعه یافته کشور نشان می دهد ۲ درصد صادرات نفت و گاز تقریبا به کل کشور می رسد و طبیعی است که سهم استان هایی مثل بوشهر از این ۲ درصد بسیار ناچیز است و باید فقط به همان یک درصد مناطق نفت و گاز خیز امید ببندد که طبق قانون این یک درصد هم به ۱۰ استان کرمانشاه، خوزستان، فارس، خراسان رضوی، هرمزگان، لرستان، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد، بوشهر و قم می رسد.

سوای اینکه اعتبارات سه درصد نفت و گاز با تعریف بالا، برای استانی مانند بوشهر که شرایط خاص و ویژه ای به دلیل تبعات صنعتی بودن دارد دردی را دوا نمی کند مشکل بزرگتر اینجاست که دولت ها معمولا با استناد به اینکه استان های نفت و گاز خیز وضع شان خوب است اعتبارات تملک دارایی شان را کم می کنند تا با اعتباراتی مثل سه درصد نفت و گاز جایگزین شود.

در واقع از این قانون، فقط منتش بر استان های نفت و گاز خیز باقی است و در عمل، هیچ منفعتی به همراه ندارد.



سوم: اعتبارات عوارض آلایندگی سومین بخش درآمدی استان های نفت و گاز خیز است که طی سالیان به عنوان گوشت قربانی میان مسئولان و قانون گذاران دست به دست شده و هر سال بخشی از آن به بهانه های عجیب، آب می رود!

اعتباری که طی سال ها به کمک شهرداری ها و دهیاری های مناطق نفت و گاز خیز می آمد تا بخشی از فاصله های مختلف اقتصادی، اجتماعی و توسعه شهری را ترمیم کنند و حالا هر روز بخشی از آن به تاراج می رود و شهرداری ها و دهیاری های این مناطق رسما فلج شده اند!

بی تردید آنچه وزیر نفت پس از ۸ سال مدیریت در دولت تدبیر و امید و ۱۶ سال در کشور به آن اعتراف کرده واقعیتی انکار ناپذیر است که مشخص نیست چرا خودش طی این سالها تلاشی برای تصویب طرح و لایحه ای نداشته تا این جفای بزرگ را برطرف سازد.



از سویی بسیاری از نمایندگان استان بوشهر هم طی ادوار مختلف، نه سواد تخصصی در حوزه های اقتصادی داشته اند و نه توان لازم برای لابی و چانه زنی تا بتوانند قوانین سفت تر و جدی تری برای کمک به مناطق شان بنویسند و نهایتا برخی از همین نمایندگان، تلاش خود را معطوف تامین منافع شخصی و استخدام اطرافیان و گرفتن احکام مشاوره از شرکت ها و… کرده اند و خواهند کرد تا همچنان در بر همان پاشنه قبل بچرخد.

کاش حالا که نمایندگان انقلابی بر مسند امور هستند به جای توییت زدن های بیهوده و رجزخوانی های بی سود، برای قانومند کردن موضوعاتی چون مسئولیت های اجتماعی نفت و واقعی کردن سهم استان بوشهر در اعتبارات بودجه، گامی اساسی برمی داشتند. هر چند امیدواریم تلاش های شان مثل “معکوس درآمد سرانه” معکوس عمل نکند!

تجمع اعتراضی کارمندان و کارگران قرار داد مدت موقت سازمان منطقه ویژه انرژی پارس جنوبی



به گزارش خبرگزاری کنگان نیوز صبح امروز تعدادی از کارگران و کارمندان قرارداد مدت موقت شاغل در سازمان منطقه ویژه انرژی پارس جنوبی در اعتراض به عدم اجرای بخشنامه های ترمیم حقوق و مزایای کارکنان قرارداد مدت موقت وزارت نفت و وضعیت معیشتی و حقوق و دستمزد خود مقابل درب این سازمان اقدام به برگزاری تجمعی اعتراضی نمودند.

بخشی از مهم ترین خواسته های تجمع کنندگان که بر روی بنری چاپ و در دست آنها قرار داشت به شرح زیر می‌باشد:

۱-حذف مدت موقت و تبدیل وضعیت و همسان سازی حقوق( مطابق تبصره ۳ ماده ۲۹ برنامه ششم)

۲-پرداخت آیتم های کارمندان وزارت نفت ( مطابق ابلاغیه وزیر نفت )

۳-اجرای بند سیاست های کلی نظام اداری ، ابلاغیه مقام معظم رهبری

*آلودگی ناشی از فلر های فاز های پارس جنوبی مهمان مردم شهرستان های کنگان،دیر،عسلویه،جم اما کوره های کارخانه سیمان کنگان در یک قدمی فلرها محروم از استفاده بهینه از گاز آنها*

*آلودگی ناشی از فلر های فاز های پارس جنوبی مهمان مردم شهرستان های کنگان،دیر،عسلویه،جم اما کوره های کارخانه سیمان کنگان در یک قدمی فلرها محروم از استفاده بهینه از گاز آنها*
*توقف ۲ هفته ای چرخه تولید در کارخانه سیمان کنگان به دلیل قطع سوخت مورد نیاز کارخانه با توجیه صرفه جویی در برق*
*سخنی با دکترشیخ موسی احمدی مسئول نظارت بر مهار فلرها در کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی*


این روزها در حالی خبر کمبود برق از قول مسئولین در خروجی رسانه های خبری درج میشودکه دلیل اصلی این معضل سرمای فصل زمستان و کمبود سوخت در نیروگاه های گازی تولید برق در کشور می باشد. برای جلوگیری از خاموشی های اجباری ناشی از کمبود برق به جای گاز طبیعی، مازوت یا همان نفت کوره را در اختیار پاره ای از کارخانه های تولیدی قرار داده شده است که نتیجه استفاده از این سوخت در کارخانه افزایش میزان آلاینده ها در کلان شهرها و شهرهای مجاور کارخانه های صنعتی بوده است.
کارخانه سیمان کنگان نیز از این موضوع مستثنی نبوده است و از ماه گذشته گاز طبیعی که سوخت اصلی این کارخانه می باشد به دلایلی که بیان شد قطع شده است و از مازوت به عنوان سوخت جایگزین کارخانه استفاده شده است.تغییرات پی در پی و ناگهانی سوخت مشعل کوره ها در کارخانه سیمان از گاز طبیعی به مازوت و زمان بر بودن این عملیات یکی از عواملی هست که باعث توقف تولید کارخانه و قرار گرفتن در وضعیت تعمیرات اساسی اجباری شده است.با اتمام تعمیرات اساسی کارخانه طی هفته گذشته بنا به دستور شرکت توزیع برق برای جلوگیری از کمبود برق در شبکه برق رسانی منطقه دستور توقف ۲ هفته ای تولید به کارخانه سیمان کنگان ابلاغ گردیده است که همین موضوع موجب نارضایتی کارکنان و کارگران کارخانه شده و همچنین کمبود سیمان و افزایش قیمت آن در منطقه نیز متاثر از توقف تولید در این کارخانه می باشد.
بر اساس پیگیری های انجام گرفته کارخانه سیمان کنگان از مدت ها پیش درخواست استفاده از گازهایی که در فلرهای پالایشگاه نهم (فاز۱۲)شرکت مجتمع گاز پارس در حال سوختن هست بجای گاز طبیعی در کوره های کارخانه را داشته است به گونه ای که مسئولین کارخانه سیمان بارها خواست و تمایل خود را برای استفاده از فلر های فاز ۱۲اعلام نموده اند و درخواست خود را به مسئولین در سطح شهرستان و استان و نمایندگان مجلس و مدیران شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی ارائه کرده‌اند.
نکته قابل توجه در این موضوع آن است که اگر تاکنون بجای استفاده گاز طبیعی در کوره های کارخانه سیمان کنگان از گاز فلر های نزدیک کارخانه سیمان استفاده شده ذبود این حجم از آلایندگی ناشی از فلر ها روانه شهرها و روستا های شهرستان های کنگان،دیر،عسلویه نمی شد و سلامتی مردم منطقه با خطر مواجه نمی گشت و ریسک تولید در کارخانه سیمان کنگان بسیار پایین تر از وضعیت کنونی قرار می گرفت و قیمت محصول تمام شده صادراتی کارخانه به مراتب کمتر از قیمت کنونی تمام می شد.همچنین شرکت گاز نیز می توانست بجای سوزاندن بی حاصل و مضر گاز فلر ها، با فروش آن به کارخانه سیمان کسب درآمد کند
اما سخنی با جناب دکتر شیخ موسی احمدی مسئول نظارت بر مهار فلرها در کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی:
جناب دکتر احمدی سابقه درخواست کارخانه سیمان کنگان برای استفاده از فلر های فاز۱۲به مجلس نهم و دوران نمایندگی شما در آن مجلس باز می گردد و در دوره دهم مجلس شورای اسلامی نیز تلاش های فراوانی برای این مهم صورت پذیرفته است ولی خروجی آن تلاش ها هیچ کدام عملی نشده است و اکنون نیز بیش از ۸ ماه از آغاز بکار مجلس یازدهم می گذرد، از شما به عنوان نائب رئیس کمیسیون انرژی و مسئول نظارت بر مهار فلرها انتظار می رود که این موضوع را با اهتمام ویژه ای پیگیری کنید تا چرخه تولید کارخانه های تولیدی منطقه از حرکت باز نایستاد و همچنین با استفاده از ظرفیت‌هایی همچون کارخانه سیمان معضل فلر های پالایشگاه ها را که تاکنون سلامت مردم را به خطر انداخته را برطرف سازید