gototopgototop
تبلیغات
اگرمیخواهی ماشینت پلاک داشته باشد:بنویس شهرستان کنگان-جم... چاپ
کد خبر: 9318
دوشنبه, 01 اسفند 1390 ساعت 16:11
کنگان نیوز "از دیماه که نزدیک به ۹میلیون تومان جرینگی برای خرید پراید به حساب سایپا ریخته بودم و رسید آن را به نمایندگی داده بودم دقیقا یکماه می گذشت و اکنون مشتاق دیدارش  بمنظور تحویل پرایدم مراجعه می کردم ./سلام کردم و خود را معرفی نمودم . گفتند آماده ی تحویل است لیکن باید ۳۰ هزار تومان پول برای صدور پلاک بدهی. گفتم چرا؟ برای پلاک هزینه مجزا اخذ نمی شود !گفتند چون آدرست رو اشتباه گفتی.باید می نوشتی شهرستان کنگان - جم - و ... / ادامه ماجرا...

کنگان نیوز "سایت آوای جم امروز این یادداشت را منتشر کرد :

سلام. بتاریخ ۲۶ بهمن سال ۹۰ هجری از شهرستان جم به شهرستان کنگان عزیمت نمودم جلوی نمایندگی سایپای آن شهر خودرو خود را پارک کرده و سربالایی جلوی آن نمایندگی را در حالی با موفقیت فتح نمودم که نیم نگاهی هم به چشم و غمزه ی پرایدهای رنگ و وارنگ تازه متولد داشتم  و نفس زنان به درب مکان موصوف رسیدم .

محیطی سرشار از گرد و خاک  و گویی تازه از زیر آوار نمایان گشته روبروی خود دیدم و چند نفر آنسوتر به سختی در حال کار با کامپیوتر، این موجود اعجاب انگیز بودند . بوی مشمئز کننده ای در ورودی سالن پذیرش مشامم را نوازش و خوشامد گوی اربابین رجوع بود .

بوی تعفن سیگار! دود ها را کنار زدم. خود را به کارمند فروش رسانیدم .

از دیماه که نزدیک به ۹میلیون تومان جرینگی برای خرید پراید به حساب سایپا ریخته بودم و رسید آن را به نمایندگی داده بودم دقیقا یکماه می گذشت و اکنون مشتاق دیدارش  بمنظور تحویل پرایدم مراجعه می کردم .

سلام کردم و خود را معرفی نمودم . گفتند آماده ی تحویل است لیکن باید ۳۰ هزار تومان پول برای صدور پلاک بدهی. گفتم چرا؟ برای پلاک هزینه مجزا اخذ نمی شود !گفتند چون آدرست رو اشتباه گفتی. فرم را بررسی کردم دیدم نوشته آدرس محل سکونت : و تایپ شده بود جم - روستای بهارستان .گفتند اشتباه کردی باید می نوشتی شهرستان کنگان - جم - و ... گفتم چرا ؟ جم که سالهاست شهرستانی مجزا است . گفتند سرهنگ گفته . سرهنگ زنگ زده و گفته .گفتم کی گفته ؟ گفت تازگیا اینطور شده !

مثل همیشه که هر جا باید پولی بپردازم اینجا هم ایضآ سگرمه ها را درهم کشیدم و به آن کارمند شریف اعتراض کردم که من آدرسم رو درست نوشتم . گفت : نه چون جم صدور پلاک نداره . گفتم بله درسته ولی این چه ربطی به عنوان "محل سکونت در فرم شما داره ؟ گفتم خوب شما که اینو میدونی چرا موقع ثبت نام این مطلب رو هنگام وارد کردن اطلاعات رعایت نکردی . گفت قبلا اینجور نبوده و مجددا از سرهنگ گفت . گفتم ممکنه مدیر اینجا را ببینم ؟ گفتند برو تو محوطه.

رفتم تو محوطه و مدیر را که حاجی هم صدایش می زدند ملاقات کردم. چند دقیقه سر پا ایستادم تا تلفنش قطع شود . پس از آن گفتند بفرما موضوع را خدمتشان عارض شدم با حالتی موافق از جایگه خود برخاستند و به پذیرش آمدند در طول مسیر هم با یکنفر خوش و بشی کرد و اینها همه در حالی بود که به جهت احترام ،بنده در پی ایشان یک گام عقب تر گام بر می داشتم تا به پذیرش رسیدند و صندلی مجاور کارمند موصوف را با نزول اجلال مجلل نمودند و عینک مخصوص مطالعه را زده و فرمم را با تدقیق و مداقه ملاحضه فرمودند سپس با لحنی آرام که به سختی می شنیدم گفتند اخیرا نامه ای دیافت داشته اند که باید از امثال من ۳۰ هزار تومان بگیرند و تنها شما نیستی بلکه تعداد ۳۰ نفر از جم داشته و داریم که خیلی راحت مبلغ مذکور را پرداخته اند و دعاگو نیز هستند . و دوباره اضافه کردند که نامه دریافت کرده اند گفتم کی ؟ گفتند بهمن ماه . گفتم من که دیماه و قبل از این ثبت نام کرده ام که کارمند داستان ما را فورا گفته ایشان را اصلاح کرد و گفت یکی دو هفته است سرهنگ زنگ زده و نامه ای در کار نیست .

گفتم مشکل سیستم شماست و سرگردان بودم که از کجا باید صحت و سقم و مقصر این موضوع را یافت .خلاصه گفتم من هرگز این پول را نمیدهم وباید این موضوع را به شکل مدیریتی حل کنید و  بر گفته ی خود اصرار کردم و موجب شد حاجی نیز عصبانی شود ایشان هم مدام می گفت برو بپرداز و فایده ای نداشت و پس از بحث برای خاتمه ی موضوع برگ خرید من را سمت کارمند خود پرتاب کرده و گفتند از ایشان پول نگیرید و از حساب خودم کسر شود . در واقع من را به نوعی از سر خود واکند در دلم گفتم ایوالله حاجی و در ظاهر غرولندهایم زیر لب ادامه داشت که ایشان چه بسا از موضع تحقیر من میخواهد این مبلغ را بپردازد ۳۰ هزار تومان که مبلغی نیست که ناگاه حاجی جوش آورد و گفت اصلا خودت باید بپردازی و هرکاری هم میخواهی برو بکن و ....

من هنگام خروج از ایشان به خاطر آنهمه تکریم ارباب رجوع تشکر کردم وگفتم شما در جایگاه مدیر برخوردت بسیار نازل تر از کارمندت بود و از آنجا بود که کلمه "خدمات فروش "را به معنای واقعی کلمه درک کردم و وای ازخدمات پس از فروش! و تو چه میدانی کارمند فروش"   ،حاجی و نمایندگی سایپا کنگان چیست؟ چند ساعتی از آن موضوع گذشته و دارم این مطالب را می نویسم. فردا مجدد به آنجا خواهم رفت به نظر شما دوباره در خصوص حق خود با آنها بحث کنم؟ یا بگذرم ؟ آیا حاجی فردا مهربانتر خواهد شد؟ ازمدیر سایت آوای جم استدعا دارم ضمن درج مطالب  در سایت از همکارانشان در شهرستان کنگان بخواهند موضوع را پیگیری و یا اگر نهادی هست که موضوع را نظارت و رسیدگی کند , پیگیری فرمایند مثلا گزارشگران صدا و سیما تا حق همشهری هایمان پایمال نگردد.

باتشکر

اسماعیل تازش

 

نظرات  

 
یاشار دوشنبه 01 اسفند 1390 ، ساعت 17:22
هر دم از باغ خودروهای ایرانی خبری میرسد..تازه تر از تازه تری میرسد...
این موضوع رو برای وبسایت تابناک هم ارسال کنید......
پاسخ
 
 
همدرد سه شنبه 02 اسفند 1390 ، ساعت 08:38
درود بر شما جناب آقای تازش عالی بود .فقط کاش مسئولین هم به این نمایندگی سر می زدند تا بدانندآنجا چه خبر است .واقعا سایپا با این مدیران فروشش شایسته این عنوان هست:
مطمئن درانتخاب،متمایز در خدمات ؟؟؟!!!!!
پاسخ
 
 
کنگان در یک نگاه باز سه شنبه 02 اسفند 1390 ، ساعت 15:59
بدون شرح و سوتی در وبلاگ کنگان در یک نگاه باز! به روزم

www.3072761.blogfa.com
پاسخ
 
 
شهروند كنگاني چهارشنبه 03 اسفند 1390 ، ساعت 08:01
من ماشينم را از گاوندي خريدم و براي سرويس اوليه به نمايندگي كنگان بردم يك روز چهار شنبه بعد از تاسوعا و عاشورا بود وارد قسمت سرويس دهي شدم هيچ كس حتي يك گنجشك پر نمي زد به قست هاي مختلف سرزدم و گفتم يا اله كسي اينجا نيست هيچ كس جواب من را نداد چندين بار صدا زدم كس نيامد رفتم توي ماشين يك بوق زدم ديدم يك آقاي بلند قد احتمالا هم شيرازي بيرون آمد و با لحني خشن گفت چه خبرته مگه نمي توني صبر كني من هم گفتم شما ببخشيد گفت چي مي خواي گفتم ماشينم رو براي سرويس اوليه آوردم به همكارش گفت تا حالا سرويس اوليه انجام داده اي گفت نه - گفت اين ماشين رو براي سرويس ببر گفت برو يك ساعت ديگه بيا گفتم چرا گفت خيلي كار داره گفتم من همين جا مي شينم
پاسخ
 
 
شهروند كنگاني چهارشنبه 03 اسفند 1390 ، ساعت 08:02
ادامه
بعد گفتم موتورش هم بد كار ميكنه گفت ماشين رو بذار يعد از ظهر بيا براشت تنظيم موتور خيلي كار داره درحالي كه هيچ مشتري هم نداشت
گفتم دستت درد نكنه نمي خوام همون سرويس اوليه رو انجام بده مابقيش پيشكشت رفت و بعد از نيم ساعت اومد گفت تموم شد گفتم اين در كه بدتر شد اول راحت بسته مي شد گفت بخاطر اينكه لاستيك اطراف در نو گفتم چه ربطي داره جوابي نداد بعد رفتم كارت گارانتيم رو بگيرم گفت بايد كارتت اينجا بمونه گفتم چرا گفت چون خانم ها نيستند كه كارت بكشند برو هفته آينده چهر شنبه بيا گفتم من كارتم رو لازم دارم دارم مي رم شيرا ماشين رو ببرم تنظيم موتور گفت من چه كار كنم نمي شه گفتم كارتم رو لازم دارم به لحني تند گفت پس مهمون ما باش من اين برگه سروي رو پاره مي كنم منظور از اين كارشو اينكه كه كارت رو در طول هفته 4 الي 5 بار بكشند تا پول چندين سرويس بره تو حسابشون
واي از اين نمايندگي چه به سر مردم در ميارند.
پاسخ
 

افزودن نظر